عبد الرزاق مقرّم ( مترجم : پرويز لولاور )
129
الامام الجواد ( ع ) ( نگاهى گذرا بر زندگانى امام جواد ع ) ( فارسي )
چشمپوشى نسبت به آنان را كنار بگذارد . زيرا با اين شهادت كذب ، قصد به بند كشيدن ، مستأصل كردن و سرانجام از بين بردن حجت خداوند سبحان را داشتند . پس امام عليه الصلاة و السلام با علم به تأخير قضاء الهى و حكم واجبى كه بايد تسليم آن شود ، گوشهاى از معجزات خلافت الهيه را نمايان ساخت . بطورى كه عقلها در شگفت ماند و بيداران بيدارتر گشتند . ايشان دستهاى مبارك را به آسمان بلند كرده ، فرمودند : « اللهم ان كانوا كذبوا علىّ فخذهم » « پروردگارا ، اگر اينان بر من دروغ مىبندند ، پس جانشان را بگير . » حاضران در مجلس ، به جايگاه گواهان نگريستند . آن محل به سختى لرزيد و هر بار كه از لرزش بازمىايستاد ، گواهان از صورت به زمين مىافتادند . « معتصم » - هراسناك - گفت : اى فرزند رسول خدا ، من از آنچه گفتم توبه مىكنم . از خداوند بخواهيد زمين را براى ما آرام فرمايد . حضرت امام جواد عليه الصلاة و السلام فرمودند : پروردگارا ، آن را ساكن گردان و جان حاضران را به ايشان بازگردان . « 1 » به كاخ سلطنت ، گفتا خليفه با وزيران ، كاى * ابا جعفر ، ترا قصد خروج و انقلاب آمد ز روى افترا ، اوراقى آوردند كاينها را * گرفتيم از غلامانت ، چه نزدت گو جواب آمد بگفتا : بارالها ، افترا بستند اگر بر من * بگير اين دشمنان ، كاين افترا حقّش عقاب آمد كه ناگه ، كاخ گشتى زير و رو ، كآن قوم افتادند * خليفه ديد هر يك از خنازير و كلاب آمد به پوزش معتصم بر دست و پا افتاد و تائب شد * بگفت : اين كاخ ساكن كن ، كه سخت اين اضطراب آمد
--> ( 1 ) - خرايج ، راوندى ، ص 106 .